عروس ِ کـُره ای ِ عمه ، نمی دونه که پسر عمه داره چه خیانتی بهش می کنه . داره بهش فارسی یاد می ده ، اما با لهجه ی جنوبی . هر چی دخترعمه ها بهش می گن فارسی ِ کتابی بهش یاد بده ، می گه نمی خواد ، من لهجه ام رو دوست دارم . عروس خانم وقتی پشت ِ وب کم با پدرشوهرش سلام می کنه ، می گه "سلام بوا ( سلام بابا )" . والا ما از این کلمه استفاده نمی کنیم . بیچاره نمی دونه که داره مثل ِ اهل ِ ولایت سلام می کنه . دختر عمه ها ازش پرسیده بودن امروز چی خوردید ؟ گفته بوده "مُی ( ماهی ) " . فکر کن ! بره یه رستوران ِ شیک و گرون قیمت ِ پایتخت ، بعد ازش بپرسن خانم چی میل دارید ؟ بگه "مُی" .