گفته بودم من شب ها توی قبر می خوابم ؟ از ترس ِ اینکه مبادا هدگیر بشکنه ، چند ماه می شه که فقط طاقباز می خوابم . 2 بالش اینور و 2 بالش اونور َ م می ذارم ، تا به پهلو نچرخم . منی که از طاقباز خوابیدن خوشم میاد ، خسته شده ام ، زخم ِ کان گرفته ام ( همون زخم ِ بستر :دی ) . شب ها انگار دارم می رم توی قبر . توی خونه گفته بودم وقتی دوره ی هدگیر تموم بشه ، چند شب تنها توی اتاق می خوابم و هی از این سر ِ اتاق قل می خورم و غلت می زنم تا اون سر ِ اتاق . و هی از اون سر تا این سر . حالا دو هفته ست که به دلیل ِ اینکه دندون های خرگوشی ِ بالا لق شده اند ، نمی شه هدگیر بذارم . هورااااا . برم قل بخورم : )
وقتی به پهلو می خوابم ، وقتی گونه ام اون بالش ِ طبی ِ دوست داشتنی ام رو لمس می کنه ، انگار دنیا رو بهم داده ان . یعنیا ، اینقدری که از تماس ِ گونه ام با بالش َم لذت می برم ، از تماس ِ گونه ام با سینه ی یار لذت نبردم ! ( شوخی می کنما . نرید بهش بگیدا . )
بی ربط نوشت :
می گما ! چرا رنگ ِ یاسی ، سفید نیست ؟ رنگ ِ گل ِ یاس سفیده ، اما رنگ ِ یاسی ، بنفش ِ ملیح !