می گمااا ، کی گفته که 'شیر' مقوّیه ؟

والا من ، شیر دادم به کیبوردم ، نه تنها قوی نشد بلکه رفت توی کُما ! 

الآن هم دارم با یه کیبورد ِ امانتی می نویسم .

داداش کوچیکه دل و روده ی کیبورد رو ریخت بیرون ، بنده هم سشوار کشیدم روش ، و به عبارتی معده اش رو شستشو دادیم . بعدشم تمام کلیدهاش رو درآوردم ، برای خودم حروف بازی کردم و هنوزم وصلشون نکرده ام .

 

 

به مادری می گم ، صبحونه ام رو پای کامپیوتر می خورم . می گه نه خیر ، تشریف میاری توی آشپزخونه ، وگرنه باز می دیش به خورد ِ اون کیبورد ِ بیچاره . یکی بیاد بهش بگه ' آش' که نمی ریزه .

 

 

 

و . ن :  پسَـرَکم ( کیبوردَم ) ، به آجیل ، تُخمه ، بیسکوئیت خیلی علاقه داره .

          ماشاله اصلاً هم حساسیت نشون نمی ده ! فقط یه بار کلید ِ O  نمی زد ،

          بعد متوجه شدم که پوست ِ بَنـَک توی گلوش ( زیر ِ کلیدش ) گیر کرده !