نارنجی ، بر خلاف ِ اون قیافه ی خشک و رسمی اش ، دلش می خواد خودش رو برای یکی لوس کنه . دلش می خواد یکی توجه کنه به کبودی های روی بدنش . نارنجی ، وقتی هیچکی رو نداره که کبودی ِ جای سرنگ رو ، روی قسمت ِ داخلی ِ آرنجش ببـ ـوسه ، خودش اینکار رو می کنه . و چقدر دوست داره اون احساس رو . چقدر اون لحظه ، نارنجی خودش رو دوست داره .

 

 

 

پی نوشت :

فکر  ِ بد نکنیدااا . چند روز پیش آزمایش ِ خون داده ام .

می نویسم . من همین 5 خواننده ی وبلاگم رو دوست دارم . من نمی خوام ، دنیام ، از اینی که هست ، ساکت تر بشه .