دلم می خواد مستقل و تنها زندگی می کردم ، الآن توی خونه ی خودم نشسته بودم روی صندلی ِ راک َ م ، آهنگ ِ دل ِ دیوانه ی الهه در حال پخش بود ، صندلی هی تکون می خورد ، یه لیوان ِ پُر از دلستر ِ با طعم توت فرنگی ِ پُر از یخ دستم بود ، اشک می ریختم و همین که الهه می گفت "دل ِ دیوانه" ، هق هق هام رو رها می کردم .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ ساعت 23:10 توسط نـ ـارنجی