یعنی اگه فردا ، خدایی نکرده ، زبونم لال ، یهو متوجه بشم که شوهرم ، به ترسویی و ضعیفی ِ آقای پدره ، آب دستم باشه ، زمین می ذارم و می رم طلاقم رو می گیرم . اصلاً دلم نمی خواد مَردَم اینطوری باشه . دلم نمی خواد به چنین مردی تکیه کنم و به هیچ وجه دلم نمی خواد ، اون ، بابای بچه ام باشه . اصلاً دلم نمی خواد بچه ام هم ، مثل ِ خودم پُر بشه از این احساس ِ چندش آور .