آدم بعضی فیلم ها رو که می بینه ، تا مدت ها بهش فکر می کنه . یه احساسی در آدم به وجود میاد که تا مدت ها با آدم می مونه . شخصیت های این فیلم ها ، روی تفکر  ِ آدم اثر می ذارن .

 

فیلم  ِ when a man loves a woman رو که دیدم ، اون مرد ِ صبور  ِ با احساس ، با درکی بالا ، کَسی که زنش رو خیلی دوست داره ، کَسی که خیلی قشنگ با بچه هاش حرف می زنه و نوازششون می کنه ، باعث شد انتخاب ِ من برای شریک ِ زندگی ام ، سخت تر بشه . از اون به بعد ، نه تنها دنبال ِ یه مرد ِ مهربون برای خودم بودم ، بلکه دنبال ِ یه پدر  ِ مهربون برای بچه هام هم بودم . من حق ندارم خودخواه باشم و هر کَسی رو انتخاب کنم . بچه ام حق داره یه بابای خوب داشته باشه . دیشب که فیلم  ِ Julie and Julia رو دیدم ، باز انتخابم سخت تر شد . دو زن از دو نسل ِ متفاوت ، نقش های اول ِ فیلم رو بازی می کردند . اما مردهاشون ، که از دو نسل بودند ولی عین ِ هم ، خیلی به چشم  ِ من اومدند . مثلاً اون مرد  ِ جوون ، اینقدر قشنگ به حرف های جولی گوش می کرد ، همفکری می کرد ، نظر می داد ، کمکش می کرد ، تشویقش می کرد ، موفقیتش براش مهم بود ، از شادی ِ زنش ، خدا رو شکر می کرد . این مرد ، باعث شد دنبال ِ یه همراه ِ خیلی خوب باشم . دنبال ِ یه مشوّق ِ خوب ، یه شنونده ی خوب . اینها فیلم نیستند . اینها آدم های واقعی هستند . اینها ، انتخاب ِ آدم رو سخت می کنند .

 

 

 

 

عکس نوشت :

- لبخند ِ این دختر ، موهاش ، احساس ِ خوبی بهم می ده .