اومدم خونه ، یهو دیدم یکی از این پرنده های اُریگامی ِ بزرگ ِ ساخته شده از کاغذهای چک نویس ِ خواهری ، گذاشته روی فر . آی ذوق کردم . نحوه ی ساختش رو قبلاً ذخیره کرده بودم ، اعصاب ِ ساختنش رو نداشتم . از بس پیچیده بود ، مُخم می گوزید . داداش کوچیکه نگاهش کرده بود و ساخته بودش . حالا قراره یه عالمه کاغذ رنگی از همه رنگ بگیرم تا برام بسازه . خودمم یاد می گیرم دیگه : ) واقعاً نماد ِ صلح ، برای من لازمه . از بس من جنگ دارم با تک تک ِ آدم های این خونه .
پی نوشت :
این ، روش ِ ساخت ِ این پرنده ، به شکل ِ معمولش که بال هاش باز و در حال ِ پرواز هست .
این ، روش ِ ساخت ِ این پرنده ، طوری که انگار نشسته و بال هاش رو بسته .
عکس نوشت :
- دلم می خواد یکی از آدم های این تصویر باشم .
- این گل ِ بنفش ، احساس ِ خوبی به آدم می ده .
- دلم می خواد یه لباس ِ این مدلی بدوزم .
- دلم این تی شرت رو خواست : (