* با اینکه ، مث ِ سگ ، از آب ِ عمیق ترسیده ام ، اما خودم رو توی عمل ِ انجام شده قرار دادم . گفتم یه بار هم که شده ، با ترسم مقابله کنم . خدا تومن پول ِ کلاس ِ خصوصی ِ کرال ِ تکمیلی رو پرداخت کردم و خودم رو مجبور کردم که برم استخر . به خودم گفتم "یعنی چی که می ترسی ؟ اصلاً از چی ترسیده ای ؟ تو که از غرق شدن نمی ترسی . اصلاً مگه تو چیزی برای از دست دادن داری ؟ اصلاً مگه تو دل ِ ت نمی خواست خونه ات استخر داشته باشه ؟ یعنی می خوای شنا رو در همین حد ِ مبتدی بلد باشی ؟ در حد ِ آبروریزی ؟" . رفتم ، و جلسه ی اول به خیر گذشت .
* جلسه ی دوم ِ کلاس ِ ورزش ِ اِروجی هم گذشت . اِروجی ، ترکیبی از اروبیک و ژیمناستیکه . یه جورایی تکنو هست . همون رقص ِ هیپ هاپ . شاید دقیقاً خود ِ هیپ هاپ نباشه ، اما فعلاً توی این شهر ِ گـُه ، که کلاس ِ رقص وجود نداره ، همین هم غنیمته . حدأقل ِ ش اینه که ورزش می کنم و بدنم نرم می شه و روی فرم میاد . اصلاً حرکات ِ نرمشی اش ، حرکاتی که اولش خودمون رو گرم می کنیم ، اینقدر خوشگله و به حالت ِ رقص هست ، که من یه دنیا شاد می شم .
* ساعت 12 و نیم ِ شبه . برق ها یهو می پره . با نور ِ موبایل ، می گردم دنبال ِ شارژر و پریز . شارژر رو می زنم به پریز ، و همین که می خوام وصل ِ ش کنم به موبایل ، خواهری می زنه زیر ِ خنده .
* سر ِ کار ، یه برگه ( یه فرم ) رو ، خیلی با وسواس پُر کردم و هی چک ِ ش می کردم . وقتی یه ستون ِ ش تموم شد ، یه لحظه دو انگشتم رفت روی دو تا از خونه های جدول ، که یعنی ctrl+S رو بزنه : ) یه وقتایی که توی یه کتاب ، دنبال ِ یه چیزی می گردم ، یه لحظه به ctrl+F فکر می کنم .