آدم "متأهل" که باشه ، روز  ِ عید سرش شلوغه . یا خونه ی مامانشه ، یا خونه ی مامان  ِ همسرش ؛ یا هی زنگ می زنه و عید رو به فامیل تبریک می گه ، یا بهش زنگ می زنن و تبریک می گن . یا همه جمع شده ان یه جا ، خونه شلوغه و صدا به صدا نمی رسه . اما آدم "مجرد" که باشه ، ممکنه یکی مثل ِ من باشه ، که هیچکی بهش زنگ نمی زنه و عید رو تبریک نمی گه . کسی هم براش مهم نیست که نارنجی زنگ بزنه و تبریک بگه . نه کسی بهش سر می زنه ، نه به کسی سر می زنه و نه کسی ازش توقع داره . کلاً انگار نارنجی وجود ِ خارجی نداره . و اینکه ، همین سه روز تعطیلی رو نتونه با سَرو و سپید و ساغر باشه ، دلش بگیره ، و کف کنه توی تنهایی اش .

 

دوست داشتم امروز سَرو و سپید ناهار مهمون ِ من بودند ، و غذای مورد ِ علاقه شون رو براشون می ساختم . اما خُب متأهلیه و برنامه های مهمتری که دارند : )

 

عید ِ همه ی روزه دارها مبارک . عید ِ روزه خوارها هم مبارک : )

عید ِ روزه خوارها ؟ یکی اش خود ِ من . خُب من درسته که روزه نگرفتم ، اما خُب سحرها بیدار شدم سحری ِ سَرو رو خوردم دیگه :دی