می گم من اگه ماشین ثبت نام کنم ، یه ماه ِ دیگه در میاد . سَرو می گه تا وقتی که ماشین ِ ت رو تحویل بگیری ، برای اینکه یاد بگیری ، بیا با ماشین ِ سپید تمرین کن ( پرشیا ) . منظورمون از تمرین ، مالوندن ِ ماشین به اینور و اونور هست . برای سپید تعریف می کنم ، چپ چپ بهمون نگاه می کنه :دی اینقدر ماشینش رو دوست داره که نگو . سپید قراره بهم رانندگی یاد بده . باید اول راه بیفتم ، بعد برم سراغ ِ گواهینامه ی 5 سال پیش َ م که داره خاک می خوره .
سَرو می گه برای ماشین ِ ت ، روکش ِ فرمون ِ Hello Kitty بگیر . می گم من هیچ چیز ِ دخترونه ای توی ماشینم نمی ذارم . یهو معترض می گه "تو چطور برای ماشین ِ سپید ، ماشینی که منم ازش استفاده می کنم ، این پیشنهاد رو دادی ؟" نیشم باز می شه : ) خودش می دونه که برای مسخره پیشنهاد نداده بودم . و کیتی فقط یکی از چند گزینه ، برای کادوی تولد ِ سپید بود . فکر کردم شاید سپید دوست داشته باشه .
سَرو ، یه همراه ِ عااالیه . اینکه در مورد ِ هر چیزی می تونم باهاش مشورت کنم . علاقه مندی های من براش مهمه . دیروز همه با هم رفتیم سایپا ، که رنگ های 111 رو ببینیم . بعدش هم توی خیابون ها چرخیدیم که 111 کاربنی و دلفینی و نقره ای و سفید رو ببینیم ، و در مورد ِ رنگ هاشون بحث کردیم . آخرش گفتم من سفید می خوام . میگه "کی بود می گفت سفید خره ؟" : ) بعدش هم یه جا من و سَرو پیاده شدیم و رفتیم سمت ِ یه 111 سفید که صاحبش داشت براش روکش می ذاشت . ازش خواستیم که صندوق عقب رو بهمون نشون بده و ببینیم فضاش چقدره . یه بار قرار بود برای خواهری دوچرخه بخرم . هر وقت از کنار ِ دوچرخه فروشی رد می شدیم ، سَرو یهو می گفت اینجا دوچرخه ی دخترونه داره . و پارک می کرد و دو تایی می رفتیم و دوچرخه ها رو قیمت می کردیم . اینا فقط دو نمونه از توجه هاش بود . این آدم ، کارهای زیادی برای من کرده . و من همیشه قدرش رو می دونم ، و برام خیلی خیلی عزیزه . علاقه مندی هاش برام مهمه ، و با خوشحالی اش خوشحال می شم و از ناراحتی اش ناراحت .