من اصلاً اهل ِ ریسک نبودم . اصلاً نمی تونستم به تغییر فکر کنم . از اینکه ممکن بود نتیجه اش نارضایتی باشه ، می ترسیدم . اما کم کم شروع کردم . اول دندون هام رو ارتودنسی کردم . بعدش ماشین خریدم . بعدش چشم َ م رو عمل کردم . حالا کمی ریسک پذیر شده ام . اما هنوز جا داره . چه برای ریسک های بزرگ ، چه برای ریسک های کوچیک . اول با اینکه گوش َ م دو یا سه سوراخ داشته باشه ، مخالف بودم . اما حالا دارم به سوراخ ِ دوم  ِ گوش فکر می کنم . دارم به بوتاکس ِ پیشونی فکر می کنم ، که جلوگیری کنه از چین خوردن ِ پیشونی و بین ِ دو ابروهام . دارم به سوراخ کردن ِ ناف فکر می کنم . دنبال ِ یه طرح ِ خوب ِ نگین ِ ناف هستم ( طلای سفید ) ، که بخرم یا سفارش بدم بسازند . این کار می ره برای سال ِ آینده . چون اول ، الآن اینقدر کار دارم و سَرَم شلوغه ، که وقت ِ مراقبت ِ ویژه از زخم ندارم . دوم هنوز اینجا جایی رو پیدا نکرده ام که اینکار رو انجام بدند . سوم ، تا نگین گیر بیارم ، می شه سال ِ دیگه . و چهارم ، توی زمستون ، با اینهمه لباسی که من می پوشم ، نگین و زخم  ِ بیچاره دائم با لباس ها برخورد می کنند .

 

و در مورد ِ اینکه "تغییر" داره برام راحت و ساده می شه ، باید بگم یه ماهه که مدل ِ ابروهام متفاوت با قبل هست . دارم به رنگ کردن ِ موهام فکر می کنم . دارم به بافت ِ موهام فکر می کنم . و خیلی چیزای ریز ، ولی مهم .

 

 

 

 

 

پی نوشت ۱ :

حالا نمی دونم این ریسکه یا تغییر ، اما هر از گاهی هم ، به حیوون ِ خونگی فکر می کنم . اما اینکه از حیوون می ترسم ، نمی ذاره اقدام کنم . الآن دلم می خواد جای این دختره بودم .

 

پی نوشت ۲ :

از این روزهام گفتم . پس بذار اینا رو هم بگم . دارم می رم باشگاه و با دستگاه کار می کنم . و اینکه غیر از هیپ هاپ ، می خوام رقص ایرانی رو هم شروع کنم . دنبال ِ کلاس ِ گریم ( مخصوصاً خودآرایی ) هم هستم  : )