* چقدر گوشی ِ لمسی ، خوب و راحته . از آندروئید خوشم میاد . خیلی بازی نصب کرده ام روی گوشی ام ، اما از 2 تا بازی ِ فکری اش خیلی خوشم میاد . یکی اش Cut the rope هست ، همون قورباقه ی بامزه ی خوشگل که باید آب نبات یا چیز ِ خوردنی رو بهش برسونی . من عاشق ِ حرکاتشم . وقتی بازی شروع می شه ، با شوق و ذوق نگات می کنه و دستش رو تکون می ده ، که یعنی سلام . وقتی بازی طول می کشه ، هی این پا و اون پا می کنه و تکون می خوره ، که یعنی من منتظرم . بعضی وقت ها هم دهنش رو باز می کنه و به داخل ِ دهنش اشاره می کنه که یعنی آب نبات رو بفرست این توو . طرز ِ جویدنش خوشمزه ست . خرچ خرچ آب نبات می جوه . اینقدر دلم می سوزه وقتی آب نبات میفته پائین و صورتش کش میاد و ناراحت می شه . یه بازی ِ دیگه اش هم ،Car unblock هست . که باید ماشین ِ قرمز رو ، از بین ِ ماشین های پارک شده آزاد کنی و بفرستی بیرون . 1750 مرحله داره . من فعلاً 27 هستم . وقت نمی کنما . سر ِ کار که یا وقت نمی کنم ، یا خوشم نمیاد من رو در حال ِ بازی ببینند . وقتی هم میام خونه ، همین که می خوام بازی کنم ، اینقدر ذهنم خسته است و چشمام خوابالو ، که فکرم کار نمی کنه .
* اینا پسرفته ، یا پیشرفت ؟ اینکه طرز ِ ساختن ِ ماست رو از مادری یاد می گیرم ، یا اینکه می خوام مواد ِ یه نوع ترشی رو بگیرم و ازش یاد بگیرم بسازمش . شکم چه کارها که نمی کنه . من عاشق ِ ترشی هستم . عاشق ِ ماست ِ ترررش . ماست ِ ترش رو که هیچ مغازه ای نداره ، ترشی هم ممکنه نتونم اون طعمی که دوست دارم رو ، پیدا کنم . پس گفتم بهتره یادشون بگیرم .
* آخیش . چقدر خوشمزه ست این حس ِ توی رختخواب رفتن ِ این موقع ِ سال . کولرهای ما روشن شده . الآن خونه یخه ، آدم دلش می خواد بخوابه ، گرد بشه عین ِ میگو ، و پتو رو سفت بپیچه دور خودش .