هورااا . ما لوگوی پپسی رو دیدیم : ) ایناهاش . ( من گفتم روی ماه ؟ )
من می خواستم به خواهری و دختر عمه ها بگم بریم بیرون ، بعد به خاطر خبر اجرای لوگوی پپسی روی ماه گفتم خب شونزدهم می ریم بیرون که ماه رو هم ببینیم . دیگه اینکه خواهری اسنک ساخت ، نوشابه رو هم "پپسی" گرفتیم ، هات چاکلت و ساندو شکلاتی و تخمه و پفک و چیپس و تمر هم بردیم . و رفتیم توی پارک ِ کنار ِ دریا ، یه جای خوب ، که ماه خوب پیداست ، نشستیم . هر چند دوربینم حرفه ای نیست ، نیمه حرفه ایه و لنز ِ مخصوص نداره ، ولی خب بردم . جدیداً پایه ی بزرگ رو نمی برم و این پایه که سَرو بهم داده رو استفاده می کنم . کوچولوه و جا نمی گیره ، کارم رو هم خوب راه می اندازه . تازه روی سطح ِ ناهموار هم می شه گذاشتش . از این لحاظ بهتر از پایه ی بزرگه . بیست متری ِ ما ، یه آقایی بود ، پایه ی بزرگ آورده بود و دوربین و لنز ِ حرفه ای . بعد از همون اول برپاش کرد . ما دوربین و پایه رو کنارمون قایم کردیم ، گفتیم اگه شایعه بود ، ضایع نشیم . بعد هر چهار نفرمون ، از ساعت ده و پنجاه دقه ، تا خود ِ یازده و نیم ، زل زده بودیم به ماه . یکی شون می گفت من دارم ماه رو شکل ِ این چراغ خواب های خرگوشی می بینم که هر چند ثانیه یه رنگ می شن . من خودم هی چند بار چشمم خطا کرد . اون یکی می گفت به عمرم اینقدر ماه رو خوب تماشا نکرده بودم . این یکی ... . اگه بگی یه لحظه چشم از ماه برداشتیم . حتی وقتی می خواستیم فنجون ِ هات چاکلت رو سر بکشیم ، یه فوت می کردیم ، سریع دوباره به ماه زل می زدیم . وقتی متوجه شدیم که همه مون همزمان همین حرکت رو کرده ایم ، زدیم زیر ِ خنده . بعد سَرو زنگ زد گفت که چند نفر بهش گفته اند ما دیده ایم . به یکی شون گفته بود خب چی دیدی ؟ جواب داده بود "فقط یه لحظه بود . نوشته بود کوکاکولا" : )
حالا اون آقایی که پایه ی دوربینش توی کل ِ پارک دیده می شد ، بیچاره برای اینکه ضایع نشه ، تا ساعت دوازده جمعش نکرد ، که یعنی اصلاً برای ماه نبوده که : )
در آخر نتیجه گرفتیم که "ما که ضرر نکردیم . شام خوردیم ، هله هوله خوردیم ، یه چند تا اطلاعات عمومی در مورد ماه و خورشید رد و بدل کردیم ، حرف زدیم ، غیبت کردیم ، و یه عاااالمه خندیدیم . و پپسی باعث شد بیشتر بهمون خوش بگذره" . بدی ِ شایعه بودنش فقط این بود که ما می خواستیم اگه اجرا شد ، موقع ِ تولد ِ همدیگه ، عکس اونی که تولدشه رو بندازیم روی ماه و تبریک بگیم :دی
پی نوشت :
بعد توهم ِ چراغ خواب ِ خرگوشی رو ، همه مون زدیم ، چون همه مون ازش داریم : ) برای دیدن ِ همه ی چراغ خواب های خرگوشی ، برید پایین ِ صفحه .
بی ربط نوشت :
آقای پدر اومده لوله های دستشویی رو عوض کرده و جای شیر گرم و سرد رو جابجا کرده ، بعد من هی این رو یادم می ره و هر بار دچار ِ سوختگی ِ درجه یک می شم .